مشكلات شهرك ناز
اشاره: در ادامه سلسله نشستهای مردمی بررسی مشکلات محلات مختلف فردیس این بار در جمع ساکنین تعدادی از مجتمع های شهرک ناز حاضر شدیم این دیدار با کمک شورای عالی معتمدین محلات فردیس و آقای باقری یکی از ساکنین شهرک و از اعضای شورای معتمدین صورت پذیرفت.
از بدو ورود به حسینیه کوچک شهرک و حضور در جمع اهالی و شنیدن سخنان ایشان، دائم یک معروف در ذهنمان می چرخید که «برعکس نهند نام زنگی، کافور» زیرا این ضرب المثل کاملاً در مورد شهرک ناز صدق می کند. شهرکی که همه چیز دارد به جز «ناز» تنها در صورتی می توان آن را «ناز» ناحیه که آن را مخفف عبارت نبود امکانات زیست، دانست.
شهرک ناز در جنوب فردیس واقع شده است و از دو طریق می توان به آن دسترسی داشت. یک مسیر از مشکین دشت و مسیر دیگری از فلکه پنجم فردیس؛ به عبارت دیگر این منطقه در اراضی شرق مشکین دشت و غرب فردیس قرار گرفته است.
از سالهای ابتدایی دهه ی 70 این منطقه از طریق مسکن و شهر سازی در اختیار اشخاص حقیقی و تعاونی ها مسکن ادارات و سازمانها قرار گرفته و مجتمع های مسکونی مختلفی با اسامی متفاوت آن در آن ساخته شده اند. مجتمع هایی مانند کاشانی پور، کشتیرانی، آرد گندم، هما، پارس توشیبا، پرناز و ... که ساکنین آن علاوه بر مشکلات خاص هر مجتمع در چند مورد اساسی مشکلات مشترکی دارند که در یک کلام ناشی از عدم اجرای کامل تعهدات شهرک ساز ها و متواری شدن و یا پاسخگو نبودن آنها است.
عدم تنظیم اسناد مالکیت و نداشتن پایان کار، فقدان کنتور برق و اجبار ساکنین به استفاده از برق غیر مجاز، عدم تحول چاه آب شرب توسط آبفا و عدم بهره مندی از کمترین زیر ساختهای مورد نیاز برای سکونت افراد در منطقه و مهمتر از همه نبود امنیت کافی از عمده مشکلات عمومی ساکنین این منطقه است.
عمده ی ساکنین این محله از اقشار کم درآمد و کارمندان و بازنشستگان هستند که با آرزوی خانه دار شدن تمام اموال خود را به حراج گذاشتند و با اندک پس اندازهایشان که حاصل یک عمر زندگی است و با کلی قرض و با وجود عدم اجرای تعهدات توسط شهرک سازان به ناچار در این مجتمع های نیمه کار ساکن شده اند و هر روز با انبوهی از مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. از آنجایی که در این دیدار میزبان اصلی ما اهالی مجتمع کاشانی پور بودند، بیشتر موضوعات مطرح شده مربوط به ایشان است ولی همان طور که ذکر شد بخش عمده ای از مشکلات عمومی بوده و همه اهالی را آزار می دهد.
جلسه با مقدمه ای از سوی باقری آغاز می شود." در سال 1371 شرکتی با نام شرکت عمران و آبادانی مسکن ایران که هیچ ارتباطی با سازمان مسکن ندارد با انتشار اطلاعیه ای اقدام به پیش فروش آپارتمان می کند. باقری این را گفت و ادامه داد " عده ای کارگر و کارمند زحمتکش که عمدتاً از اقشار کم درآمد و محروم بودند با رویای صاحب خانه شدن و تصور اینکه این شرکت از زیر مجموعه های سازمان مسکن است(موضوعی که مدیران شرکت نیز داعیه دار آن بودند) به آنها اطمینان کرده و با فروش اموال خود تمام اندوخته ی زندگی خود را در اختیارشان قرار می دهد.
این معتمد محلی گفت: آپارتمانهایی که قرار بود 18 ماهه تحویل داده شوند به دلایل واهی تا سال 75 عملیات ساخت را به تعویق می اندازند و از آن تاریخ عملیات اجرایی آن آغاز می شود. این شرکت در ادامه فعالیت با تنظیم سند رهنی رسمی کل مجتمع را در رهن بانک قرار می دهد و تسهیلات بانکی تحت عنوان «اسکان 77» دریافت می کند اما متأسفانه از هزینه کرد آن در پروژه خودداری کرده و آن را در جایی دیگر سرمایه گذاری می کند. به این ترتیب وام مذکور به خریدارانی تحمیل می شود که اکثریتشان از کل مبلغ توافقی املاک 4/3 آن را پرداخت کرده بودند و قرار 4/1 باقی مانده را پس از اتمام کار و تنظیم سند پرداخت کنند.
باقری افزود: آپارتمانها نیمه کاره رها شده و صاحبان شرکت متواری شدند و ساکنین نیز ناچار از انجام باقیمانده امورات با هزینه های مشخصی شدند ولی به دلیل نداشتن پایان کار از خدمات شهری بی بهره ماندند".
وی تأکید کرد: تمامی سرانه خدماتی مورد نیاز مجتمع اعم از فضاهای تجاری، اداری، امنیتی، بهداشتی، مذهبی، فرهنگی و ورزشی در نقشه های اجرایی و در واقعیت دیده شده و وجود دارد اما از آنجایی که متولی برای واگذاری آنها وجود ندارد کار همین طور بلاتکلیف باقی مانده است.
موضوع برق منطقه یکی از مشکلات اساسی شهرک ناز است. هنگام ساخت مجتمع طی توافقی بین شهرک ساز و اداره برق قرار می شود شرکت برق در مقابل دریافت شش هزار متر زمین برای ساخت تأسیسات فنی و اداری مورد نیاز خود، هشت هزار اشتراک رایگان به ساکنین مجتمع با معرفی شهرک ساز ارائه کند. در همان زمان زمین تحویل اداره برق شد و ساختمان و تأسیسات در آن ساخته و مورد بهره برداری قرار گرفته و شهرک ساز نیز شبکه های اصلی و فرعی را تهیه و نصب کرده است اما هنوز از نصب کنتور خبری نیست.
یکی از اهالی می گفت: حتی با وجود پرداخت هزینه ی حق انشعاب و جریمه مربوط به استفاده غیر مجاز از برق هم شرکت برق همچنان از نصب کنتور سرباز می زند که پس از هر بار مراجعات فراوان مسئولی را به انجام تعهدات شرکت برق قانع می کنیم. با جا به جاشدن آن مسئول، دوباره همه چیز از نو شروع می شود و به این دلیل است که پس از گذشت سالها همچنان این مشکل پابرجا باقی مانده.
آب نیز مشکلات خود را دارد. منطقه دارای چاه آبی است که با وجود بخشنامه های که آبفا را ملزم به تحویل گرفتن آبرسانی های محلی می کند هر بار به بهانه ای از این کار خودداری کرده و تأسیسات آب و چاه آن با هزینه اهالی نگهداری می شود.
خانم خانه داری با اشاره به کیفیت نامطلوب آب شرب منطقه می گفت: همین آب بی کیفیت هم اکثراوقات فشار ندارد و با بروز کوچکترین مسأله ای در تأسیسات آبرسانی آب قطع می شود کما اینکه سال گذشته 20 روز آب قطع بود.
فرد دیگری از اهالی برخی زد و بندهای پشت پرده و اعمال نفوذ های شهرک ساز اشاره می کند و می گوید : 15 بلوک از 20 بلوک مجتمع دارای صورت مجلس تفکیکی و پایان کار است! یعنی 11 سال پیش به ساختمانها پایان کار داده اند که بعد از گذشت این زمان و انجام بسیاری از اصلاحات توسط مالکین با هزینه های شخصی هنوز تکمیل نشده اند!
یکی از اهالی که می گفت بازنشسته نیروهای مسلح است و از بد روزگار و اجبار زمانه در این منطقه ساکن است با چهره ای بر افروخته می گفت: آن قدر درمورد سند مالکیت و برق و آب حرف زدیم که دیگر خسته شدیم واجب تر از تمام این مسائل امنیت است. آقا ما اینجا امنیت نداریم به محض تاریک شدن هوا دیگر جرأت نمی کنیم برای کاری از منزل خارج شویم. اگر هم مجبور باشیم باید لقمه ای نان برای جلوگیری از حمله سگهای ولگرد و مقداری پول برای جلوگیری از حمله اوباش همراه داشته باشیم. با این حرف ناگهان درد و دل اهالی شروع شد. یکی از حضار در جلسه، پدری بود که چند روز قبل پسرش مورد حمله ی اوباش قرار گرفته بود و با حرارت تمام موضوع را شرح میداد و گفت : سه روز قبل پسرم حدود ساعت 8 از محل کار برگشته بود در حالی که به سمت منزل در حرکت بود دو موتور سوار به او نزدیک می شدند و به بهانه پرسیدن آدرس اورا متوقف می کنند. سپس ضرب ایراد و ضرب حرج و بریدن بخشهایی از گردن وی با چاقو، پول نقد و تلفن همراه اورا سرقت می برند.
خانم خانه داری می گفت: ما دختر جوان داریم و هر بار که برای کاری از منزل خارج می شوند تا زمان بازگشت آنها در اضطراب و نگرانی به سر می بریم. جالب اینجاست که از وسط بلوار شهرک به سمت شرق در حوزه استحفاظی کلانتری فردیس است و سمت غرب نیز مربوط به مشکین دشت است که همین موضوع نیز مشکلات فراوانی را برای اهالی به وجود آورده است. به هر کدام که می گوییم به ما جواب می دهند مربوط به ما نیست و به دیگری مربوط است و اراذل و اوباش هم این را می دانند و از آن سوءاستفاده می کنند.
این در حالی است که زمینی برای ساخت پاسگاه در شهرک ناز اختصاص پیدا کرده و عملیات ساخت آن نیز به اتمام رسیده است اما هنوز تجهیز و راه اندازی نشده است. راه اندازی این پاسگاه می تواند وضعیت امنیت منطقه را تا حد مطلوبی افزایش دهد.
دیگری می گفت: اینها مسائل عمده و کلی است اما کارهای زیادی هست که هیچ اقدامی برای آن صورت نمی گیرد. سالهاست هر کدام از آقایان که به عنوان شهردار فردیس انتخاب می شوند قول می دهند که معابر شهرک آسفالت شود اما به جز یکی دو مورد آن هم به طور ناقص از آسفالت خبری نیست و فقط گاهی اوقات آسفالت های سرد و بازیافتی را در برخی معابر پخش می کنند. با کوچکترین بارشی تمام منطقه پر از گل و لای می شود.
خانمی از اهالی مجتمع هما می گفت: مجتمع ما نه گاز دارد و برق، با وجودی که پول آنها را دادیم برق منازل ما از برقی که برای کارگاه ساختمان سازی تعلق دارد کشیده می شود و ولتاژ پایین و نوسانات آن باعث سوختن بسیاری از وسایل برقی خانواده ها شده است.
در منطقه ای که حدوداً دوازده هزار تن ساکن هستند درمانگاه، مطب پزشک، تزریقات، داروخانه، مسجد، سوپرمارکت و مکانی برای ورزش وجود ندارد و برای کوچکترین خرید اهالی باید بروند شهر(اصطلاحی که اهالی برای رفتن به فردیس به کار می برند). نبود فضای سبز و پارک و فقدان روشنایی در منطقه به شدت به چشم می آید.
حرف ها و گلایه های ساکنین ادامه داشت. زمانی که از ایشان جدا می شویم دائم به این موضوع فکر می کردیم که اینها مشکلات یکی از روستاهای دورافتاده ی ایلام و یا سیستان و بلوچستان نیست، بلکه مشکلات مردمی است که در سی کیلومتری تهران ساکن هستند و این جمله را تکرار می کردیم که برای عبور امن از این منطقه یک لقمه نان باید داشت و مقداری پول برای دزدها.
منبع خبر هفته نامه نوین